ده شاهان دشت ،قلعه و آتشگاهی دارد كه  یكی از مهمترین قلعه‌های ایران است.

این قلعه که به ملک قلاع معروف است ، ظاهراً به نام ملک بهمن آخرین سلطان لاریجان نام گذاری شده است .

در 65 کیلومتری آمل، درجانب جنوبی جاده و رودخانه هراز آبشار پر‌آب، دائمی و عظیم، باشکوهی وصف‌ناپذیر خودنمائی می‌کند. که از کنار قلعه شاهاندشت بر روی یک‌کوه هرمی شکل مشرف به روستای شاهان‌دشت به پایین میریزد.

این قلعه با این نامها بین اهالی این ده و دههای اطرافش خوانده می‌شود :
«ملكه قلاع» ، «ملكه خلاء» و «ملك بهمن»
ملكه قلاع كه به راحتی قابل درك است ، منظور بانوی قلعه‌هاست. خلاء نیز به معنی محل خلوت و جای خالی می‌باشد. بهمن كه در اسم دیگر این قلعه آمده ، نام فرشته یا امشاسپندان در كیش زردشتی است و در جهان مینوی وی نماینده منش نیك اهورمزدا است و در جهان مادی نگهبانی چهارپایان سودمند به او سپرده شده و او موكل است بر روز دوم هر ماه سال خورشیدی (بهمن روز) و ماه یازدهم هر سال خورشیدی (بهمن ماه) .
بهمن به صورت «وهومن» هم گفته شده. در ضمن بهمن پسر اسفندیار پسر گشتاسب پادشاه كیانی است . وی پس از مرگ پدر طبق وصیت او تحت تربیت رستم قرار گرفت و چون به پادشاهی رسید به خونخواهی پدر به زابلستان لشكر كشید و فرامرز پسر رستم را بكشت و زال را در قفس كرد و سپس از آنجا بازگشت . لقب او را «دراز دست» نوشته اند و به این مناسبت بعضی وی را با اردشیر هخامنشی یكی دانسته‌اند .
این قلعه برروی صخره‌ سنگی بزرگی بنا شده است كه از روی آن و كنار قلعه آبشاری زیبا به پایین می‌‌ریزد . از دو طرف كه دسترسی به قلعه غیر ممكن است . دو طرف دیگر در حال حاضر می تواند كمكی برای رفتن به قلعه باشد ولی در گذشته ، این دوطرف كه به صورت باغ می‌باشند ، توسط دیوارهای سنگی بسیار قوی و بزرگی حفاظت می‌شده ، این علت كار را بسیار سخت می‌كرد .
در این دیوارهای سنگی ، سنگهایی استفاده شده كه بسیار بزرگ و سنگین می‌باشند و جابی تعجب است كه چطور این سنگها را در آنجا حمل و نقل می‌كردند و روی هم قرار می‌دادند ، در صورتی كه تكان دادن آنها در یك جای تخت بدون ماشینهای مكانیكی در عصر حاضر امكان ندارد .
طبق تحقیقات و كاوشها اصل قلعه و اطاقهای آن در داخل این صخره سنگی كنده شده است . دلیلی كه وجود دارد، این است كه بر روی بعضی قسمتهای سنگ پنجره های كوچكی قرار دارد كه خالی بودن صخره را ثابت می‌كندروی و بالای قلعه برجهائی وجود دارد كه احتمالاً برای دیدبانی بوده است ، پله‌هایی ما را به روی این برجها می‌برد . اگر از پهلو به این پله ها نگاه كنیم روی آنها را حجم زیادی خاك پوشانده است و نكته مهمی كه به نظر می رسد ، این است كه ارتفاع هر كدام این پله ها بیش از 50 سانتیمتر می‌باشد و این را می‌رساند كه مردانی بلند قامت به اینجا رفت وآمد داشته‌اند ، مردانی كه برای زمانهای بسیار دور ، شاید قبل از ورود آریایی ها به ایران ، بوده اند